این باز هم مطالبی در مورد ۳۰۰ از یک میل که بدستم رسیده!
......
"
فیلم 300 احساسات ملی ایرانیان رو در سراسر جهان برانگیخته. چیزی که مسلمه اینه که ما هیچگونه مدرک و یا سند مکتوب و یا حتی پیکره و نقش نگاره در منابع ایرانی راجع این جنگ نداریم و هر چیزی که گفته میشه تنها و تنها از منابع یونانی نشعات می گیره که دستپخت تعصب و غلو و روحیه سلطه جویی آنهاست و الان هم که اینقدر دنیای غرب این جنگ یا مثلا جنگ اسکندر رو با آب و تاب دامن می زنند از این جهت هست که اونها ادعا دارند جانشین تمدن های یونان و رم هستند و با ساختن و تکرار داستان این جنگ ها و رویدادهای مشابه مثلا تلویحا می خوان ادعای یکه تازی و شماره یک بودن خودشون رو به رخ بکشن... اما حقیقت چیه؟ نقاط تاریک بسیاری این بین وجود داره که بسیاری از روشنفکران غربی نوشته های یونانیان که در تاریخ به دروغگویی شهره هستند(کوروش کبیر در گفته ای دروغگویی ایشان رو بهشون گوشزد می کنه) رو مورد تردید قرار دادن و نوشته های هرودوت رو در این زمینه تصویر سازی خیالی عنوان کردن (همچون ه_لمب نویسنده امریکایی) چنانچه بعد از بازگشت سرداران ایرانی، ترفیع مقام آنها رو ما شاهدیم؛ آیا برای شکست در جنگ شاهنشاه ایران کسی رو تشویق می کنه؟ ما در تاریخ می بینیم که از آن پس از پادشاهان دولت شهرهای یونانی لباس ایرانیان رو به تن می کنند؛ آیا چون ایرانیان عاری از تمدن رو شکست دادند اینگونه رفتار می کنند؟
من اینجا فقط از منابع خود غربی ها استفاده می کنم و تنها از محققین بنام و شناخته شده غرب نقل قول می کنم:
ا.ت.امستد ص 151:
"ما امریکاییان وقتی تاریخ ایران و یونان را می خوانیم طبیعتا طرف یونان را می گیریم و کاملا فراموش می کنیم که ما خودمان نیز مدتها از مرحله میتینگ های شهری، مرحله ای که در آن ما هم خیلی مانند آتنی ها امور خود را اداره می کردیم، گذشته و به صورت یک امپراطوری مقتدر جهانی که مشکلاتش شبیه به مشکلات ایرانیان است درآمده ایم."
کونت دوگوبینو ج 1 ص 68_69 :
" داریوش سازمان محکمی به وجود آورد... باید تا زمان پرنسیپاهای روم صبر کرد تا مشخصاتی شبیه به آن چه از جهت تمرکز قوا و چه از جهت وسایل نیل به آن، دوباره دیده شود. آنچه روم تا زمان اگوست نداشت یک رشد فکری بود که در ارزش با آنچه باعث پیدایش آیین مزدا و نهضت فلسفی و هنری ایام باستان شد شبیه باشد، تمام آنچه یونانیان یاد گرفتند... در زمان داریوش مرکز و نمونه اش در آسیای باختری بود. ولی در زمان سلطنت آنتونن ها که آنهمه درباره اش صحبت می شود، این ملایمت دائم بود که در اداره ملل به کار می رفت و داریوش آن همه همیشه نسبت به آن وفادار ماند."
ا.یو.پوپ:
"یک عده مورخ لایق و طرف اعتماد معتقدند که در ماراتن تمدن مغرب نجات نیافت چنانچه ما را واداشته اند در این سالهای دراز بخوانیم، بلکه عملا شاید رویهمرفته برای یونان و بشر (ماراتن) شوم بوده است..."
سقراط ؛ حکمت سقراط به قلم افلاطون ص23:
"اگر تو(ای یونانی) بخواهی نیاکان خود را در برابر اردشیر پسر خشایارشا نمایش دهی اندیشه کن که چون خود را آلت استهزای او خواهی ساخت. پس برحذر باش که از جهت اصل و نسب پست تر از آنان خواهیم بود."
و.دورانت ج 1 ص 378:
"این یک گواه اخلاق ایرانیان است که اگر چه هرکس می توانسته یونانیان را برای جنگ بر علیه یونانیان دیگر اجیر کند بسیار نادر بود که بشود یک نفر ایرانی را برای جنگ با ایرانیان دیگر استخدام کرد."
و.دورانت ج 1 ص 356:
" ایرانیان ظاهرا زیباترین مردم خاورمیانه قدیم بودند. بناهای قدیم آنانرا با اندامی افراشته و قوی نشان می دهد که کوهستانها آنانرا مقاوم و در عین حال تموّلشان آنانرا ظریف ساخته است. اجزا بدنشان یک تقارن دلپسند دارد. دماغشان تقریبا به استقامت دماغ یونانیان است و یک نوع شرافت در وجنات و حرکاتشان دیده می شود... از ادب دور می دانستند که بیش از صورتشان را نشان دهند. مردان و زنانشان مواد زیبا کننده زیاد به کار می بردند. از روغن ها برای بهتر کردن ترکیب پوست و از رنگ ها برای آنکه مژگانشان درازتر و چشمانشان برّاق تر بشود استفاده می نمودند... ایرانیان عطرشناس بودند و مردم باستان آنانرا مخترع روغن های تزیینی می دانستند."
و.دورانت ج 1 ص 276:
"ایرانیان زادروز خود را بیش از هر روز دیگر محترم می دارند و در آن روز جشن مفصلی می گیرند... ایرانیان بعد از خودشان به همسایگان خود احترام می گذارند ...برای یک گناه حتی شاه کسی را محکوم به مرگ نمی کند... به آب های جاری احترام زیاد می گذارند، در آن کثافت نمی ریزند..."
ر.گروسه ص 113:
"ایرانیان چنانچه در آغاز تاریخ دیده می شود بدون تردید یکی از شریف ترین نژاد های دنیای باستانند. شرافتمندی و اخلاق انسانی و مردانه آنان شخص را از وحشیگری های بیرحمانه و مفاسد آشوری ها و بابلی ها و مردم کارتاژ می رهاند. از روزی که ایرانیان پا به صحنه تاریخ می گذارند مانند آن است که حس می کنیم آنان مردمی از نژاد خود ما هستند."
آ.هرتسفلد –ج 1 ص 56:
"دویست سال صلحی که امپراطوری ایران به جهانیان بخشید باعث یک پیشرفت بی نظیر در رشد فکری بشر شد."
ر.گیرشمن ص 26:
"ایرانیان نخستین مردمی بودند که امپراطوری جهانی ایجاد کردند ... در طول مدتی بیش از دو قرن قطب حیات سیاسی شاه بزرگ ایران بود."
در عقیده ایرانیان باستان زن چنان ارزشمند بود و جایگاه رفیعی داشت که تنها مکان محمل فر ایزدی رو وجود زن می دانستند و به این جهت بوده که کسی می توانسته شاه بشه که باید مادرش شاهزاده می بوده و این اصل بوده و در معتقداتشون عالیترین عروج ها رو برای زن قرار می دادند و تا زمانی که شاهی به بزرگسالی برسه مادر نیابت سلطنت رو به عهده داشته و در ساخت بنای تخت جمشید کارفرمایان زن فعال بودند.
به امید روزی که شاهد آبادانی ایران عزیزمون باشیم و مجد و عظمت شایسته اش رو دریابیم.
اینم برای امضای اعتراضات: